صداگذاری و صدابرداری تئاتر

همانطور که میدانید تئاتر مادر هنرهای نمایشی است .چرا که در دل خود بسیاری از هنرها از قبیل بازیگری ، موسیقی ، نور ، حرکات موزون ، طراحی صحنه ، لباس و…را داراست.ترکیب کاملی از صوت و تصویر به صورت زنده ارتباطی به نزدیکی یک تار مو با هنری که در لحظه خلق میشود ، درست مانند آن است که کنار یک نقاش آبرنگ بایستی و لحظه لحظه کنار او شاهد کشیده شدن یک اثر هنری باشی . بعد از مدتی احساس خواهی کرد که همراه نقاش تو نیز قلمی در دست داری و بومی در پیش رو و با دست نقاش دستت بالا میرود و با روح او ارتباط مستقیم پیدا میکنی ، اعجاز هنر تئاتر ارتباط مستقیم با روح بیننده است .

مقدمه بالا به این جهت بود که نقش بسیار حساس این هنر میتواند با کوچکترین اشتباهی این ارتباط روحی را قطع کند .
لذا هرگونه خطایی در بازی های نور یا رساندن صدا به مخاطب بسیار بزرگ دیده میشود و آن عالم خیالی که مخاطب در واقعیت شاهد آن است را دچار خلل کرده ، ارتباط روحی مخاطب را با صحنه تئاتر منقطع میکند .
از سالهای پیدایش این هنر بزرگ نمایشی تا امروز تمامی صداها از گفتار گرفته تا موسیقی ترجیحا به صورت زنده ودر لحظه انجام میگیرد تا ذات در لحظه بودن این هنر حفظ گردد. که این امر نیز کار را برای ایجاد کنندگان اصوات صحنه که عمدتا بازیگران و نوازندگان هستند مشکل تر میکند . اولین مسئله بعد از تمرین مونولوگ ها ( گفتار بازیگر با خود یا بیننده ) و دیالوگ ها ( گفتار بازیگر با بازیگر دیگر و ساخت و تنظیم موسیقی مناسب هر صحنه ، مسئله تطبیق همزمانی و زمانبندی
(Synchronization and timing) در صدا گذاری است .
به عنوان مثال زمانی که بازیگری در حال گفتن یک مونولوگ عاشقانه است ، موسیقی با نوایی این احساسات را به اوج میرساند یا در صحنه رزم موسیقی میتواند با حضور تنها چهار بازیگر ، صحنه را به کارزاری بزرگ تبدیل کند و اگر این اتفاق درست در زمان مناسب اتفاق نیوفتد اتفاق کامل نمیشود و چه بسا باعث اشکال کلی در توالی صحنه ها شود . یعنی اگر موسیقی کمی دیرتر یا زودتر بنوازد کل کار بازیگرها ، نور و به طور کلی کارگردانی به مخاطره می افتد . مشکل بزرگ زمانی اتفاق می افتد که بازیگر کمی زودتر یا دیرتر نقش خود را به پایان برساند در این صورت گروه موسیقی یا باید کار خود را زودتر پایان دهد یا چند میزانی به موسیقی خود اضافه کند !

به طور کلی صداگذاری در تئاتر به ۳ بخش تقسیم میشود : ۱.موسیقی (به طور زنده ) ۲. اصوات بازیگرانی که در صحنه حضور ندارند ( که یا میتواند به صورت زنده باشد و یا غیر زنده به اصطلاح Playback) ۳. جلوه های صدایی یا افکت ها ( مانند صدای رعد و برق ، تلفن و یا فضاهای خاص که غالبا به صورت Playback میباشد ).
البته بعضی از نمایش ها بسته به میزان بزرگی گروه و مخاطب ترجیح میدهند هر ۳ مورد فوق را به صورت غیر زنده انجام دهند چون هم میزان خطا را کاهش میدهد و هم میزان نمایش را .
نمونه آن تقریبا ۹۰ درصد اجراهای نمایش در ایران است . صدابرداری تئاتر نیز به نوبه ی خود کاریست بسیار مشکل ، بسیار مشکل تر از یک کنسرت موسیقی و دوبلاژ . چون ترکیب کاملیست از همه اتفاقات صوتی ، از قبیل گفتار ، نواختن ، آواز خواندن ، صدابرداری صدای محیط صحنه مانند همهمه ی بازیگران ، افکت ها و… یک صدابردار در یک کار نمایشی بزرگ مانند آنچه در تئاتر لندن و یا Broadway نیویورک اتفاق می افتد ممکن است با یک گروه یکصد نفره موسیقی و یک گروه یکصدنفره بازیگرها و یکصد اتفاق محیطی و جلوه ای روبه رو باشد . تصور کنید که مدیریت ۳۰۰ خروجی صدا در یک نمایش ۲ ساعته چگونه کاری میتواند باشد اینجاست که آن مبحث همزمانی و زمانبندی با یکدهم ثانیه اختلاف کل کار را دچار تنش و بی نظمی عظیمی خواهد کرد .

نمایش روح اپرا (Phantom of the Opera) ، شیرشاه (Lion King) ویا شیکاگو (Chicago) که چندین دهه است که در لندن و نیویورک در حال اجرا میباشد از نمونه های این نوع نمایش های عظیم است . در چنین ابعادی مدیریت صدا نیاز به چندین مدیر جزء (Sub manager ) برای هر قسمت و چندین سرپرست صدا در هر قسمت و چند ده اپراتور صدا خواهد بود .

صداگذاری و صدابرداری تئاتر
امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی میکروفن های بیسیم ، بسیاری از بازیگران به این میکروفن ها مجهز شده اند . البته به اشتباه در ایران به این میکروفن ها HF (Highfrequency) میگویند ، این میکروفن ها غالبا در لباس بازیگران و در نسل جدید آن در لای موهای بازیگران ، در قسمتی بین گوش و صورت ( خط ریش) و یا بالای سر نصب میشود و مانند یک تار مو در فاصله ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتری لب بازیگر قرار میگیرند. قسمت فرستنده این میکروفن ها یا در پشت گوش قرار دارند و یا در پشت کمر بازیگر .
اما در نمایش هایی که از این تکنولوژی استفاده نمیکنند کار برای صدابردار بسیار مشکل تر است . چون بدون استفاده از بوم صدابرداری ، مانند آنچه که در سینما میبینید باید صدای بازیگران را به مخاطب برسانند که البته معمولا در تئاتر قسمتی از این وظیفه را به عهده خود بازیگر میگذارند تا با صدای تمرین شده ی خود حتی در گوشی صحبت کردن خود را با بازیگر دیگر با تکنیک های آوایی به گوش بیننده ی انتهای سالن برسانند.
یک صدابردار تئاتر علاوه بر آشنایی به صدابرداری موسیقی ، از میکروفن گذاری گرفته تا شناخت آگوستیک سالن ، تنظیم پسخورها(feedback) و نکات فنی صدابرداری باید مهارتی کامل به کار نمایش و انتقال احساسات هر صحنه به ذهن بیننده را داشته باشند . البته این یک جمله خود مبحثی است وسیع که به گنجایش یک کتاب میتوان به آن پرداخت اما به طور کلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
۱. شناخت صحنه های اصلی یک نمایش و محل استقرار بازیگران کلیدی آن صحنه بنا به متن نمایش نامه و متناسب با آن انتخاب تجهیزات بیسیم یا باسیم و میکروفن گذاری مناسب در محیط صحنه ها یا بازیگران
۲.تنظیم مقدار موسیقی و حتی کم و زیاد کردن حجم صدا در فرود و اوج موسیقی به لحاظ حس نمایشی
۳.زمانبندی مناسب پخش جلوه های صوتی با جلوه های تصویری و تطابق کامل آن با حرکت بازیگرها و یا عوامل دیگر منتهی به پخش آن جلوه
۴.حذف برخی صداهای محیطی (غیرضروری)
۵.محدود کردن و یا هدایت کردن صدای گروه موسیقی روی صحنه ، توسط لوازمی چون درایورها ( که این خود مبحث بسیار مهم و وسیعی میباشد )
۶.تصحیح و پاسخ سریع به اشتباهات بازیگری یا نوازندگی یا بخش جلوه ها در هر صحنه با یک حرکت خلاقانه
با توضیحات فوق در می یابیم که صدابرداری تئاتر تنها یک کار فنی نیست و علاوه بر دیگر مهارت ها ، یک صدابردار تئاتر به لحاظ زیبایی شناسی و صوت شناسی ، ابزار و مهارت های خاصی در شناخت حسی و تصویری کار نمایش را نیازمند است او باید لحظه به لحظه با اتفاقات هر صحنه با توجه به ابزار و لوازم مورد نیاز، صحنه ی بعدی نمایش را پیگیری کند . در حقیقت یک صدابردار تئاتر باید کارگردانی صدا کند ، نه فقط صدابرداری.
متاسفانه در ایران صدابرداری تئاتر به لحاظ ضعیف بودن امکانات سالن ها و عدم صنعتی شدن این حرفه به لحاظ درآمد ، هنوز بحث خود را باز نکرده است .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *